محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
26
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كه با آن ديدنىهاى بيرون به قلب راه مىيابد ؛ دوم : آينهاى است كه در بيشتر اوقات از درون انسان خبر مىدهد و دوستى و دشمنى ، زيركى و كودنى و نيكى و بدى را منعكس مىكند . معناى اين سخن آن است كه چشم در ارتباط دو سويه با قلب در آن تأثير گذارده و متقابلا اثر مىپذيرد . « 1 » همچنين لازم است تمام محتويات چشم به گونهاى نرم و شفاف باشد تا پشت آن نمايان شود و نيز به اندازهاى پاك و روشن باشد كه ديدنىها در آن منعكس گردد . بديهى است با وجود آنكه غلظت گوشت كمتر از استخوان است ، ولى مقدارى غلظت و فشردگى دارد [ و به همين سبب شايستگى به كار رفتن در چشم را ندارد ] ، ولى پيه نرمتر از گوشت و به نايلون شبيهتر است . [ ازاين رو ، بهترين ماده براى ديدن به شمار مىرود . ] درباره زبان بايد گفت : پر حركتترين عضو بدن است . به هنگام سخن گفتن ، خوردن ، آشاميدن ، فرو بردن و بيرون انداختن آب دهان و حتى در مواقع سكوت و خوددارى از خوردن و نوشيدن ، به سرعت و بى هيچ رنج و خستگى حركت مىكند . از اينرو ، بايد گوشتى تازه و بدون رگ و پى باشد . افزون بر اين ، لازم است همانگونه كه قلب در سينه جاى دارد ، زبان نيز در دهان قرار گيرد تا از پيشامدهاى بيرونى در امان بماند . « 2 » گوش وسيله دريافت صدا است . هوا
--> ( 1 ) . خداوند نعمت چشم را براى هدايت به مصالح و يارى جستن از آن در برآوردن نيازها ارزانى داشت و همچنين براى ديدن ملكوت آسمانها و زمين و پند گرفتن از نشانههاى او . ازاينرو ، شايسته نيست با نگاه حرام ، عيبجويى از ديگران و نگاه تحقيرآميز به آنان ، نعمتش را تباه كنيم . ( 2 ) . نعمت زبان براى ياد خدا ، تلاوت آيات او و هدايت بندگان به راه حق است . به همين روى ، به كار گرفتن آن در مسير ديگر ، ناسپاسى است . نكته ديگر اينكه ، زبان از مهمترين اعضاى بدن به -